الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
24
الغدير ( فارسي )
‹ 24 › خورشيد بود - سواره بر سپهر گردون - كه ماه به دست - در جستجوى آنجاها كه ماه فرود مىآيد - مىچرخيد - يا بگو در پى كاسههاى سر دشمنان و گلو و گردن ايشان - لشگر پيرامون گوشه اى از آن همه زيبائىاش را گرفتند به گونه اى كه دلهاشان در جوش و شور به ديگ مىمانست نوادهء پيامبر با اراده اى سازمانهاى گروهها را از هم مىپاشد كه سپاه را با همه ى زير و بم آن درهم مىكوبد و خرد مىكند با نون نيزه يكى را چنان مىكوبد و طعنه مىزند كه چشمانش گشاد مىشود و به گونه اى باشين شمشير بر تارك ديگرى ضربه مىزند كه زخمى با لبهاى فروهشته پديد مىآرد ‹ 25 › پس طعنهء او از كله هائى كه بر زمين مىافكند نقطه مىسازد و ضغينهء ( كينهء ) دشمن را بر مىانگيزد و ضرب دستش همراه با الف قامتهائى كه به زير مىاندازد طرب ( شادمانى ) دوستان را شكل مىبخشد و اينها بود تا هنگام مرگ نوادهء پيامبر فرا رسيد و بوم مرگ بر سرش سايه افكند گروه سركشان روسبى زاده گرد او و فراخناى بيابان را گرفته يكى از گردنكشان تيرى بلند به سوى او افكند تا بر خاك افتاد و شمر بدكاره جست و خيزكنان بيامد كه گفتى شاهين چشم بسته براى ربودن شكارش از فراز راه نشيب مىسپارد با دلى كه از كينه و دشمنى حسين مال مال بود بر سينه ى او پريد با تيغ تبهكارانه اش سرى را بريد كه بارها